- کیا هنوزم وبلاگت رو داری ؟؟ ( مثلا من نمی دونم هست یا نه !! )

+ بله

- می گم حالا که دیگه چیزی توش نمی نویسی ( اصلا من نخوندم تازگی ها توش نوشتی !! ) بیا یکی برای بچه بنویس !

+ جانم ؟؟ چی کار کنم ؟؟؟

- خب تو که نوشتن رو دوست داری ؛ استعدادش رو هم داری ! ؛ همه شم تو اینترنتی !! بنویس دیگه براش یادگاری بمونه !!!

+ ابرو

..

اینو تصور کنید :

سلام گوگولی مگولی بابایی ؛ عشخ من ؛ قلبونت برم الهی . من بمیرم برای اون قد 5 سانتی متریت ! الهی اون کله ت بخوره تو سر من . ماشالا ماشالا ماشالا چشم حسودا کور بشه الهی ؛ امروز نیم میلی به قدت اضافه شد . بابایی بمیره برات ایشالا ...

 

نویسنده : کیا !

 

..

 

نه جدی یعنی این قدر ؟؟؟

 




واژه کلیدی :شخصی
نویسنده : کیا ; ساعت ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٩ اردیبهشت ۱۳٩۱




یک ژانری هست که هی می گوید " همه چیز فرق کرده !" " قدیم ها این طوری بود " یا اینکه " زمان بچگی ها همه چیز رنگ و بوی دیگری داشت " .

خودمان هم کم از این جمله ها استفاده نکرده ایم تا به حال . خودِ من یکی بارها شده حسرت روزهای بچگی را خوردم . اما یک چیزی هست که دیگر امروز من را به این یقین رساند که از پایه و ریشه این ژانر مسخره و چرت می گوید !

کافی ست یک نگاهی بیاندازید به بچه ای که دارد با لذت بستنی کیم این موقع را می خورد ! دقت کنید می بینید که از همه ی چیزهایی که ما ایراد می گیریم و می گوییم ؛زمان ما بهتر بود و فلان و بهمان ؛ با لذت استفاده می کنند و خیلی هم خوشحال هستند از داشته هایشان !

می خواهم این را بگویم که همچین اینقدر ها که ما فکر می کنیم هم مزه ها و بو ها و لذت ها طعمشان عوض نشده اند . این ما هستیم که عوض شدیم و خودمان هم قبول نداریم ! منتها چون عادت داریم دنبال مقصر بگردیم و خودمان را همین طور که هستیم قبول نکنیم و تبرئه شویم بند کردیم به این خزعبلات !

وگرنه همه چیز همان طور مثل سابق است ؛ آسمان آبی ست و زمین خاکی . هنوز هم بچه ها از گل کوچیک بازی کردن لذت می برند و زانو های شلوارشان پاره می شود . هنوز هم بستنی بخی دوقلو هست و مزه ی بستنی کیم ها مثل سابق است . هنوز هم بچه ها فرقی بین توپ چهل تیکه ادیداس و توپ پلاستیکی نمی گذارند . هنوز هم غروب های جمعه بچه ها دلشان پارک می خواهد . بچه های امروز هم برای دیدن کارتون مورد علاقه شان جلوی تی وی دراز می کشند . هنوز هم مدرسه ها بوی خوب ماه مهر می دهد ..

منتها ما بزرگ شدیم و اینها را نمی بینیم ..

.....

دوست داشتن ها هم گاهی به همین مرض دچار می شوند . گاهی ما تغییر می کنیم و فکر می کنیم که دوست داشتن هایمان فرق کرده .. به همین سادگی ..

دنیا را گاهی باید برعکس دید ..




واژه کلیدی :شخصی
نویسنده : کیا ; ساعت ٤:۳٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ اردیبهشت ۱۳٩۱




ایرج قادری هم رفت ....

 

خوب آدمهای معروف و مشهور ؛ خبرهای این طوریشان کمی متفاوت تر از آدمهای معمولی ست . اما چیزی که وحشت زده ام کرد و حس همدردی ام را به گریه انداخت خواندن دو کلمه بود لابه لای خبر درگذشتش ...

 

 

سرطان ریه ...




واژه کلیدی :شخصی
نویسنده : کیا ; ساعت ۳:٥٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩۱