بانو ..

برای تو می نویسم ..

که بدانی ؛ گرچه نمی خوانی ...

برایت می نویسم .. زیرا که با نوشتن نامت ؛

نه اینکه آرام می شوم و غم هایم فراموش ..

نه این طور نمی شود ؛ اما .. به یاد تو بودن ..

بانو ... در یاد تو بودن ؛

همین ؛ به من می فهماند که قلبم هنوز در سینه می تپد ..

..

بانو ؛ نخواهم و نمی توانم که بخواهم ..

فراموشیت .. کار دل ساده ی من نیست ..

نه !

نیست و نخواهد شد ..

هر شب خوابهایم را برایت می نویسم ..

رویا ها و کابوس های واقعی  ام را هم ..

آرزوهایی که داشتم و دارم .

بانو ... گرچه نمی خوانی .. اما می نویسم که بدانی ..

همین ..

 





نویسنده : کیا ; ساعت ٧:٠۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۸ آذر ۱۳۸۸