آب می خوام .

اخ دستم !

اسم پایتخت آنگولا چیه ؟

امشب تلویزیون فیلم خوب نداره ؟‌

چه مطلب جالبی خوندم .

صدایی از بیرون نیومد ؟

می خوای در و قفل کنم ؟

و

و

و

و

...

نمی شه .

نمی تونم .

می خوام اما ؛

.

این همه بهانه !!

اما باز تو سکوت تنها مانده ام .

امروز هم نتوستم بگم ...

مثل روزها و ماهها و سالهای پیش ...

تو نیستی و سکوت اینجا مهمان است .

و من باز زیر لب زمزمه می کنم

" دوستت دارم ؛ بهانه ی من برای زنده و مرده بودن ... "

 

 





نویسنده : کیا ; ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ دی ۱۳۸۸