نفس می کشم !

رفته بودم درکه .. و نفس کشیدم .

چه قدر اکسیژن اونجا با اینجا فرق داره ؟

...

همسایه ی کناری برام پیتزا آورد !! شانس و می بینی ؟ از گرسنگی روده ها که هیچ قلب و ریه و کبد هم به جان هم افتاده اند !

نوش جون فرمودیم ! با یک عدد نوشابه پپسی لایت !

...

چه قدر فرق داریم . حالا همه چی نه ؛ فوتبال و می گم !

ما هم لیگ داریم ؛ اونها هم لیگ دارن !

ما هم تیم داریم ؛ اونها هم تیم دارن !

منچستر و چلسی را دیدم .. ساق هایشان درد نکند ! کیفور شدیم ؛ در این کمیابی لذت !

 

 

 





نویسنده : کیا ; ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ فروردین ۱۳۸٩