می زنم می تونم ! مَردم ! تو هم .. داری بیا بزن !

+ فکر کردی مثل خودت بی فرهنگم ... کش !

هه .. عمرن .. مواظب باش النگوهات نشکنه! فحشم بلدی ؟

+.......   .......   امثال تو هستن که پر شدن توی این خراب شده ..

..

ماشین عقبی یک پرشیاست . اخرش ٨۶ .. مرد همچنان آماده حمله است !!

زن جوان دارد شماره ١١٠ را پشت سر هم با موبایل دبلیو ٨٠٠ اش می گیرد .

صندلی عقب پسر بچه ی ۶-٧ ساله همراه یک دختر ١٠-١١ ساله با شش دانگ حواس و دهان باز و چشمان باز تر !

به سخنان گوهر باری که از دهان پدر و راننده ی جلویی در می اید خیره هستند ...

..

بچه : مامان .. کش یعنی چی ؟ اصلا ... چیه ؟

مامان : خفه شو بیشعور این و از کجا یاد گرفتی ! اگه به بابات نگفتم از این حرفهای زشت یاد گرفتی !

..

 چی می گن !! یادم نیست .. اما وقتی خودت نیستی نخواه کسی هم باشه .

مخصوصا اون یه نفر بچه ت باشه ..

..

یادمه یه بار پدرم به پدرش (پدربزرگم ) شکایت کرد که این بچه ( من ) یک لحظه داخل منزل بند نمی شود .

توی کوچه هم که حلوا پخش نمی کنن !! ممکن است یک بچه بی تربیت پیدا شود و حرف بد یاد این بچه ( من بازم ) بدهد .

پدربزرگم با غرور گفت : بزار بره . یاد بگیره ! پس فردا یکی به ناموسش حرف زد بفهمه چی می گه ! بزنه تو دهنش !!

..

اینم از امروز . می گذره .. دنیاست دیگه .

 





نویسنده : کیا ; ساعت ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ فروردین ۱۳۸٩
کلمات کلیدی :شخصی