تا انتها حضور

 

امشب

در یک خواب عجیب

رو به سمت کلمات

باز خواهد شد .

باد چیزی خواهد گفت .

سیب خواهد افتاد ،

روی اوصاف زمین خواهد غلتید ،

تا حضور وطن غایب شب خواهد رفت .

سقف یک وهم فرو خواهد ریخت .

 

چشم

هوش محزون نباتی را خواهد دید .

پیچکی دور تماشای خدا خواهد پیچید .

راز ، سر خواهد رفت .

ریشه ی زهد زمان خواهد پوسید .

سر راه ظلمات

لبه ی صحبت آب

برق خواهد زد ،

باطن آینه خواهد فهمید .

 

امشب

ساقه ی معنی را

وزش دوست تکان خواهد داد ،

بهت پرپر خواهد شد .

 

ته شب ، یک حشره

قسمت خرم تنهایی را

تجربه خواهد کرد .

 

داخل واژه ی صبح

صبح خواهد شد .

 

سهراب سپهری .. ما هیچ ؛ ما نگاه

 





نویسنده : کیا ; ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۳٠ فروردین ۱۳۸٩
کلمات کلیدی :شعر