جل الخالق !!

خیلی کوتاه اینکه :

جناب آقای محترم دیوید بکام خان عزیز و سرکار همسر محترمه و گرامی برای پسر خیلی دوست داشتنی شان

کار خاصی را انجام دادند ..

قابل توجه پدر و مادر های بی استعداد و بی فکر خودمان !

پسر ایشان به کارتون میگ میگ ارادت خاصی داشته اند . و هر بار که پای این کارتون زیبا می نشستند

خیلی خوش بودند .

اما کم کم دچار افسردگی شدند ! برای اینکه هر بار این میگ میگ از دست جناب گرگ خان

( اسمش درست یادم نیست ) فرار می کردند .

این پسر دوست داشتنی هم برای این آقای گرگ خان ناراحت بود و داشت غمباد می گرفت کم کم .

تا اینکه این پدر عزیز در یک عمل سوپرمن آنه ؛ از کمپانی که این کارتون را ساختند در خواست

کرده قسمتی را اضافه کند که در آن میگ میگ خورده می شود !

البته مبلغ گزافی هم پرداخت کرده که خوب در مقابل افسردگی بکام کوچولو ارزش ندارد .

بله ؛ در قسمت آخر میگ میگ توسط گرگ کباب می شود و خورده می شود و خیال همه راحت می شود !

قصه ما به سر رسید ؛ میگ میگ هم رفت اون دنیا !

احتمالا دارد برای آزار و اذیت هایی که به این گرگ بدبخت و همچنین اعصاب خوردی که برای تقریبا

تمام بچه های دنیا بوجود آورده داخل جهنم هم کباب می شود !

...........

عشق نخستین ، چیزی نیست جز کمی حماقت و مقدار زیادی کنجکاوی

این را من نگفتم ! جناب جرج برنارد شاو زحمتش را کشیده .

.

اما جدی ارزش فکر کردن را دارد . من همیشه فکر می کردم عشق اول ؛ عشق آخر است !

یا حداقل فراموش نمی شود ؛ یا چه می دانم مثلش را پیدا نمی توانی کنی .

اما الان واقعا به این نتیجه رسیده ام که واقعا درست نیست !

حداقل به حرف جناب شاو رسیده ام .

..

خورشید ؛ آن مظهر تابندگی و نور ..

وقتی تنها میان سرخی مغرب گم می شد ..

من به یاد تو بوده ام ..

دریا ؛ که مامن تمام آرامش های دنیاست ..

وقتی موجهایش ؛ صخره ها را با خشونت بوسه باران می کرد ..

من به یاد تو بوده ام ..

آسمان ، که عظیم تر از آن را هیچ کجا نیافته ام

هنگامی که  عشق بازی ستاره هایش را به تماشا نشسته بود ..

من به یاد تو بوده ام ..

خاک ؛ این تن پوش زمینی که استواریش بی انتهاست ..

وقتی ریشه های عریان درختان را تنگ به اغوش می کشید

من به یاد تو بوده ام ..

جنگل ؛ درخت ؛ کوه ، پرنده ؛ شاپرک ؛ گل ...

فرقی نداشت ؛ هر کجا که عطر عشق می آمد من به یاد تو بوده ام ..

ساده بود ..

و شاید بی منت .. یاد تو .. این که به یاد تو بوده ام ..

شاید همیشه به یاد تو بوده ام ..

تنها یاد تو ..

..

 

 

 





نویسنده : کیا ; ساعت ٥:٢٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸٩