و دیگر هیچ ...

زندگی یعنی اینکه : 

با پدر زنت آینده ت بری باشگاه و بهش بیلیارد یاد بدی و ایشونم  هر روز برات اس ام اس های بالای هجده سال بفرسته ! 

مادر خانوم آینده ت ، برات هرروز ناهار بفرسته و کلی هم با دخترش دعوا کنه بهت رژیم میده 

برادر زن اینده ت و 7-8 تا از فامیلاشون به زور ببرنت استادیوم والیبال رو از نزدیک ببینی و از هیجانش صدات در نیاد ! 

و باجناق و دیگر هیچ ! 

تازه فهمیدم چه موجود با حالی هست ! چه قدر میشه باهاش خوش گذروند . و البته یهویی عموی دو تا فسقل بشی . مجبورت کنن چرخ و فلک سوار شی اونم برای اولین بار توی عمرت!

با مادر خانومت بشیینی سریال های ماه رمضان رو میببینی و با پدرش بفرمایید شام راه بندازی ! 

زندگی یعنی همین که خانواده داشته باشی ،خانواده ای که همون طور که هستی دوستت دارن . بخوان . براشون زیاد و کم نباشی ، پیشت راحت باشن و درکت کنن .

زندگی یعنی بخوانت نه برای هیچ دلیل خاصی ، فقط برای اینکه خودت هستی . 

شرایط به حدی خوبه که می ترسم جوگیرانه وسایلم رو جمع کنم برم بگم منو یه جا ، جا کنید ! 

بعد از سی و هفت ، هشت سال عمر و سابقه ی دو بار ازدواج کردن ، تازه فهمیدم معنی داماد بودن یعنی چی ؟! 

.......

اتفاقای بدی افتاده این هفته .. جوری که با سند خونه م ، شب روتوی بازداشگاه نگدروندم . 

یه شبم تشریف بردیم ای سی یو ! 

اما دوست ندارم بنویسم . خانواده ی جدیدم حمایتم کردن و برام هیچی مهم نیست . مثبت میخوام باشم و یه ادم اشغال نمی تونه با زندگی من بازی کنه .

گور بابای پول ... خیلی از دستش دادم . اینم روش . اصلا هم احمقانه قبول نکردم . به جهنم . بزاربخوره . دوباره تلاش می کنم . نشد هم فدای سرم . یه جور جمع و جور می کنم . اخرش شرکته .... 

این بار نمی بخشم ، اما فراموش می کنم . کاری که همیشه برعکس انجام دادم . 


/ 14 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غرور و تعصب

راستی باجناق موجود دوست داشتنی هست ولی بصورت نامحسوس حواست بهش باشه مث جاری میمونه من ندارما ولی تجربه بقیه ثابت کرده[نیشخند]

نارسیس

عه عه اون که تصویر کلوزآپ ازش نشون دادن یه بوق این دستش بود و یه پرچم تو اون دستش و موقع سرویس زدن حریف هو می کرد خودت بودی ؟ [متفکر] هی من گفتم آآشنا می زنه ها [زبان]

نارسیس

خب می بینم که خیلی هم خوش می گذره ولی محض احتیاط بنده فعلا اون راه پشت بوم رو رزرو می کنم برات [چشمک] هر چند به نظر می رسه با اون گزینه ی ورزشگاه رفتن خانوادگی ، مشکلی وجود نداشته باشه و خیلی هم اهل دل باشن این خونواده [رویا]

نارسیس

بازداشتگاه ؟ سند خونه ؟ ای سی یو ؟ خلاف می پری ها [منتظر]

نارسیس

چه بفرمایید شامی آقا ؟ همچی باد به غبغب می اندازه میگه بفرمایید شام انگار سرآشپز بین المللیه [قهر] این همه سال ما اینجا بودیم جز ماکارونی چیزی بلد نیستی که [قهر]

ماهی

داشتم بازیو نگاه میکردم,دقیقا یاد تو افتاد که باید بری ورزشگاه,خوبه از پشت اون میز مسخرت اومدی بیرون,ببین غیر از رییس بودن میتونی شخصیت دیگه یی هم داشته باشی؟[ابرو]

نارسیس

یه چیزی هست موسوم به پوست پرتقال شکری الان که نمی تونی درست کنی ، این شیرینی فروشی ها یا مواد شیرینی فروشی باید داشته باشن قاعدتا ... اگه می خوای هویج پلو راه بندازی ، یه مشت از اینا هم بزن قاطی زرشک و زعفرونش و بعد دعام کن اگه اول شدی تو مسابقه تون [خوشمزه]

سلام

جناب آقاي داماد عزيز و محترم خيلي سرت شلوغ شده ها!!!هر روز مهموني [نیشخند]ديگه وقت نمي کني بياي اينجا[ناراحت]

غرور و تعصب

خوشش میگذره هااااا نیستی برادررررر