استاد بزرگ

دست اورد علیرضا از یک هفته مدرسه ! 

 

خانوم مون گیجه ! هنوز دست راست و چپش رو بلد نیست ! به ما میگه با دست راست بنویسیم ، خودش با دست چپ می نویسه !! 

( معلم خوشگلشون ، چپ دست هستند ) 

 

یه روز یه اقاهه میره مسجد عبادت کنه ، یهو یه پرنده می خوره به شیشه مسجد ، اقاهه میگه ، خدایا من اومدم عبادت کنم تو داری انگری برد بازی می کنی ؟  

( زنگ خنده دارن تو مدرسه ! جک می گن ! )

 

 

سیاوش میگه باباش خیلی پول داره ، ماشینشون توش یخچال داره ! 

سه تا هم موبایل داره ! اما خسیسه ! 

مامان یکی از بچه ها زن بدیه ! سیگار می کشه ! 

( ایشونم از بنده تعریف کرده حسابی ! ) 

یکی از دوستام اسمش کیارشه ! این قد شیطونه پیش خانوم میشینه ، بهش قرص می دن کار بد نکنه ! تو هم بچه بودی قرص می دادن شیطونی نکنی ؟ 

( هیچی ندارم بگم ! ) 

توی تلویزیونت ، پرشین تون رو برام پیدا می کنی ؟ می خوام انجلز فرندز نگاه کنم !

( خیلی هم عالی بود ، برامون تنظیم کردن ، باب اسنفجی دیدیم و این خانوم های خوشگل فرشته ای ! من می دونستم فرشته های نگهبانمون این قدر خوشگلن بیشتر بهشون اهمیت می دادم ! ) 

 

شب یلدا ما خونه ی پدر بزرگمون میریم ؟! 

( پدر بزرگ از کجام بیارم ؟ ) 

 

 

امروزم بعد از ظهر زنگ زدن دوستشون دارن تشریف می برن دبی !  ما تعطیلات کجا میریم ؟ !! 

 

ها ؟؟! 

.......

  

من می خواستم اینو تربیت کنم ! 

/ 10 نظر / 5 بازدید
ن ا ر س ی س

[قهقهه] واسه معلمش تعریف کردی این جمله قصارش رو ؟ [قهقهه] [بغل][قلب]

ن ا ر س ی س

یه کامنت دیگه هم می خواستم بذارم که به نظرم به من ربطی نداشت و خودت بهتر می دونی چیکار می کنی و اصلا فردا یه دور دیگه بخونمش و اینا ... [وحشتناک]

ن ا ر س ی س

عهه ! بیداری که [نیشخند]

ن ا ر س ی س

داریم یه جا بحث علمی می کنیم :))

unknown

اندر احوالات استاد بزرگ و مرد کوچک هم یه پست بنگارید خوب! اینم زبان چهارم [زبان][نیشخند]

unknown

البته اگه منظور از استاد بزرگ خودتون هست! اگه علیرضا ست هم خوب باز موضوعیت داره. راجع به اتفاقات فیمابین خودت و علیرضا! باید جالب باشه! [نیشخند]

ن ا ر س ی س

راست میگه دیگه بچه ! حالا تو از خانوم معلمش خوشت میاد دلیل نمیشه عدالت رو زیر پا بذاری طرف معلم رو بگیری [قهر]

ن ا ر س ی س

باید بگردی یه چپ دست دیگه پیدا کنی نشون شازده بدی ، دلش با معلمش صاف شه [خنده]

سلام

[خنده]