یک هفته گرسنگی برای جام جهانی !

واشنگتن :‌خبرگزاری رویترز در یک نظر سنجی جالب از مردم پرسیده است حاضرند

چه چیزی را برای قهرمانی تیم ملی کشورشان در جام جهانی ٢٠١٠ قربانی کنند ؟

۵١ درصد افراد شرکت کننده در این نظر سنجی گفته اند برای قهرمانی تیم ملی

کشورشان حاضرند یک هفته تمام گرسنگی را تحمل کنند ! .

 ۴٠ درصد هم در مقابل پیروزی در جام جهانی حاضرشده اند که برای یکسال هیچ قرار

ملاقاتی با نامزدشان نگذارند !! .

٧ درصد از هواداران دو آتیشه فوتبال هم حاضر شده اند برای تیم ملی کشورشان

موقعیت شغلی فعلی خود را قربانی کنند و بیخیال کارشان شوند !!

٢ درصد هم گفته اند اگر از موفقیت این کار مطمئن باشند به احتمال زیاد حاضر خواهند بود

یکی از اعضای بدن خود را در این راه از دست بدهند !!

 

..

توضیح ضروری :‌

در این جامعه ی آماری !

۵١ درصد معنی گرسنگی را نمی دانند .

۴٠ درصد می خواهند یک جور از زیر ازدواج شانه خالی کنند .

٧ درصد نمی فهمند بیکار را با کدام ب می نویسند .

٢ درصد باقی مانده هم از نمی دانند عقل برای استفاده کردن ؛ آفریده شده !

 

..

این خبرگزاری ها از علافی چه چرندیاتی به مردم تحویل می دهند .

اینها چه علافهایی بودن در این نظر سنجی شرکت کردند .

ما هم علاف تر چه خبرهایی را نمی خوانیم !

لطفا یکی گوش من را بکشد !  من باید به کارم برسم !

..

اما دلم به حال خودمان سوخت ناراحت 

ما اصلا تیمی در جام جهانی نداریم که بخواهیم کاری کنیم !

 

/ 3 نظر / 3 بازدید
سارا

[نیشخند] الان دارم گوش شما را می کشم ! بچه بدو برو سر کارت .. برو .. عه .. هر چی هیچی نمی گم باز در می ری از کار .. خجالت بکش ! مرد گنده ! [منتظر] [نیشخند] رفتی ؟ .. بی خیال بابا جام جهانی کیلو چنده !‌ [زبان] [بغل][گل][قلب] اینم گل ! برات آوردم داشته باشی . نه که من امروز زیاد گل گرفتم [نیشخند][مغرور]

بهاره

یادش بخیر چقدر برای این فوتبال کوفتی حرص خوردم. من از جام جهانی 94 فوتبال و کشف کردم.[نیشخند] تمام بازی ها رو دیدم اون سال بازی ها تو آمریکا بود فوتبالا افتاده بود نصفه شب تا دم صبح من و خواهرم میدیم فینال برزیل ایتالیا ما طرفدار ایتالیا بودیم چه ضد حالی خوردیم وقتی پنالتی ها خراب شدن. بازی های مقدماتی 98 بازی ایران و کره که 6 -2 ایران برد من دوم دبیرستان بودم. فرداش سر زنگ هندسه رو تخته نوشتم آقا مغلم هم اومد مثل بی احساسا زرت پاکش کرد شروع کرد درس دادن.[نگران] بهد جام جهانی 98 که آرزو به دل موندیم.[افسوس] سر بازی ایران استرالیا قشنگ یادمه سوم دبیرستان بودم. زنگ آخر زمین شناسی داشتیم. می خواستیم با دو تا از بچه ها جیم بشیم. که مدیر خودش زنگ و نیم ساعت زودتر زد. بارو نمی کنی چقدر من گریه کردم برای این تیم ملی مزخرف. حیف اون اشکا که من ریختم. الانم که بوسیدم گذاشتم کنار هم تیم ملی هم استقلال هم بارسلونا هم منچستر دیگه حوصله حرص خوردن ندارم. [گل]

بهاره

بابای من آرژانیتن بود. به خاطر مارادونا ولی بعد از اون گندی که زد بابام کلی زد حال خورد تا فینال دیگه ندید. تیم ملی ایران تا جام جهانی 98 یه چیز دیگه بود. ولی یعد از اون یهو نمی دونم چی شد انگار اون تیم و بردن و یکی دیگه اوردن.[افسوس] ای بابا بگذریم...[گل]