استرس ...

ثابت شده که خیلی آدمهای مضطربی هستیم . برای هر کاری حتی خیلی جزئی کلی حرص می خوریم و استرس می ریزیم داخل خون مان !

خودمان و زندگی شخصی مان کم بود ؛ کار و دردسرهای شغل هامان هم یک طرف دیگر .. 

درگیری هایی که در اجتماع داریم و جامعه تحمیل می کند طرف دیگر !

 

سه چهار سال پیش مثل آدمیزاد می رفتیم پمپ بنزین صبر می کردیم نوبتمان شود . بعد باک بنزین ماشین را پر می کردند و پولش را می دادیم ( ٨٠ تومن بود ؟ ) و گازش را می گرفیتم تا نوبت تغذیه بعدی !

تمام نگرانی مان این بود که نکند وسط بیابانی ؛ خیابانی ؛ جایی عقربه بچسبد به آخرش و ما ..........

اما حالا وقتی چراغش روشن می شود هم دلم نمی خواهد بروم پمپ بنزین !

از اولش باید همین طور استرس داشته باشم ! دویست بار کارت بنزینم را ببینم که همراهم آورده ام یا نه ! صف که بی خیال !! قبلها که باید ناخن جویدنم شروع می شد که چیزی توی کارتم هست یا نه !

از وقتی که لطف کردند و سهمیه بنزین دولتی مان را قطع کردند از این استرس نجات پیدا کرده ایم . باکت را پر می کنی به حساب لیتری ۴٠٠ تومن .. گور بابای پول !! مگر ماها آدم هستیم ؟‌! پول بابای آنها را بر می داریم و می رویم ماشین می خریم فلان قیمت ! حقمان است که همین آزاد را کنن ٨٠٠ تومن ! مگر ماها حق نفت و بنزین داریم ؟‌!

بی خیال ..

کارتم را جا گذاشتم ... به مردک می گویم شما بنزین زدی چرا کارتم را ندادی ؟ می گوید حواس نداری داداش به من چه ؟ !! ( موقع اینکه برای ۵٠ لیتر بنزین ، بیست و دو هزار تومان شمرد من کاملا حواس داشتم !‌ )

می گویم خوب کارتم را پس بدهید لطفا به من بی حواس بروم دنبال بدبختی هایم  !

می گوید برو داخل . می روم آنجا کارت و گواهینامه و بیمه و کوفت و ... همه را می خواهد . می گویم مگر شما پلیس راهنمایی هستید ؟

می گوید وظیفه داریم ! شاید دروغ بگویی !

...

به خاطر یک بنزین زدن من دقیقا یک ساعت و ۴٠ دقیقه دیر به شرکت رسیدم !

.....

تازه رسیده ام که خبر می دهند یکی از کارگر های ساختمانی از بالای داربست افتاده و .....

خودش که هیچ از آن طرف مامورهای این خراب شده تامین اجتماعی  آمدند که چرا مسائل ایمنی را رعایت نمی کنید .. و تعطیل کردند کار ....

می گویم به وکیل شرکت گفته اند ؟ خانم طاهری نگاهی می کند و می گوید بچه اش نیم ساعت پیش دنیا آمده ؛ بیمارستان است !

...

به جهنم که کار خوابیده .. این چند روز هم تعطیل .. عمرا بشود کاری کرد . الکی ۴-۵ روز هدر رفت ..

تازه بی خیال شدم که حسابدار شرکت تشریف می آورد . چکی که از شهرداری گرفتیم برگشت خورده !!! نگاه می کنم مبلغش پانصد هزار تومان است !!

با خودم می گویم یعنی این شهرداری خراب شده این قدر پول در حسابش نیست ؟!!

باز هم بی خیال !

بماند برای بعد از تعطیلات ..

دوباره می بینم ایستاده !

-  فردا روز زن است !

: به سلامتی مبارک جمعیت نسوان باشد !

جواب می دهد خوب چک کادو یشان را بنویسم که او برود برایشان کادو بخرد و فردا صبح تقدیمشان کند !‌

حساب سرانگشتی می کنم و می بینم ٨ نفر هستند  . توی دلم هر چه می توانم فحش می دهم به این اقتصاد لنگان کشور !

پارسال قیمت ربع سکه چند بود امسال چند است !!

بیخال این نیز بگذرد ..

به قول نارسیس بانو سگ شدیم امروز .. نه نشدیم .. سگمان کردند !

اگر این ریه من را نکشد ؛ حتما فشار خون می کشد . شک نکنید .

..

فردا روز زن است ؟‌!! قمری دیگر نه ؟‌ بنده خدا مادرم ..

 

 

 

/ 10 نظر / 3 بازدید
بهاره

خوب نمیشه که همه چیز آروم باشه. زندگی بدون استرس خیلی یک نواخت میشه.[شوخی] خوب چرا ربع سکه میدین؟ از سکه این پارسیانا هس از اینا بدین 5 تومنیشم هس[نیشخند] اصلا مگه این زنا چکار میکنن که باید اینقدر ازشون قدر دانی بشه همین کارا رو میکنین روشون میره بالا دیگه.حالای زنای 30 سال پیش به قبل و بگی یه چیزی کار خونه از کار بیرون سخت تر بود. کتکم که می خوردن جیکشون در نمی اومد. با چارد مرفتن خونه شوهر با کفتن میرفتن بیرون. 8 شیکمم می زاییدن. حالا زنای امروزی لاوازم برقی که ریخته یه نهار و شام ایا طحمت بکشن تهیه کنن. تا هم بگی بالای چشمتون ابروه می رن مهریه رو می ذارن اجرا حالا اینا کجا جای تشکر داره.[ابرو]

فرح

نه جان من تو بیا دق دلیتو همیچنی یهو هوار کن رو سر ما چطوره[نیشخند] تنها چیزی که نمیتونه منو عصبی کنه مشکلات مادی هست چون نیمذارم زنجیرم کنه . ولی بقیه ی مسائل رو حق داری . تازه اقا مسائل ایمنی رو رعایت کن دیگه[نیشخند] مهندس جان نظارتی دلالتی جذبه ای هان؟ ورای همه ی اینا هم حالم از مناسبت هایی که مادی سنجیده بشه بهم میخوره . ولی چون روز قشنگی هست منم این روز رو به مادرتون تبریک میگم بنده ی خدا مادرت چی؟

ستاره

بانو فرح دستور دادن ..چه معنی داه من بی ادرس میام اینجا نطر می زارم ..معلوم نیست کیم ..چیم ..چشم اینم ادرس روز زن ..روز مادر مبارک ..قمری شمسی ..میلادی فرقی نمی کنه ..مهم یه بهانس برای تشکر .. البته بنده به پارسا همیهش تدکر می دم که تا باشه از این بهانه ها باشه [نیشخند]

نارسیس

[خنده] آقا عصبانی میشی ، خیلی باحال میشی ! [مغرور]

نارسیس

آتش زدیم ! ببخشید ! باید ولی بهش حالی می کردیم چه ستمی می کشیم از دست یلاگش !

فرح

اقا جان شما با این انشای کلماتت کشتی منو [نیشخند] کیا برای چی ماشالله دارم من؟ چون بی خیال مشکلات مادی هستم؟ ما هم میدانیم زندگی خرج دارد اقا . تازه نفس کشیدن هم خرج دارد این روز ها . شما سخت نگیر حالا [چشمک] بی شوخی کاش همه ی مشکلات ادم با پول حل میشد کاش کیا کاش [اوه][اوه]

فرح

راستی کیا ... این خانوم" ستاره" ستاره ی شرقی و تاج سر من هستن . امیدوارم دوستای وبلاگی خوبی باشین [گل]

Hell Lord

الان یک اس ام اس اومد برام : مکرر گشته ام از زندگی سیر، بهای کادوی زن شد نفس گیر، چرا در روز زن طلا و سکه، ولی روز پدر شورت و عرقگیر!! ؟ [نیشخند]

Hell Lord

سکوت کنم بهتر است [وحشتناک] ... راستی فردا مگر تعطیل است؟[متفکر]

mojabah

سلام در ابتدا میخواهم به امام و تمام برادرن بسیجیم سلام گرمی بکنم. چند رور است که از بانک صادرات نمیتوانم پولم را بگیرم. گفتند تحت بر رسی‌ ۲ تا ۳ میلیون حسابها و گردآوری مشخصات صاحبان این حسابها هستند. تعجب می‌کنم چرا حتی از خودپرداز هم نمیتوانام پول بگیرم. شنیدم چندین میلیون دلار پول‌های بانک صادرات را آقایان دزدیدند و بانک مرکزی را هم تحریم کردند. آیا بانک مرکزی تحریم شده یا دزدیهای این آقایان وسعت گرفته؟ یا امام این احمدی‌نژاد و در و دسته‌اش را بندازید زندان تا دست از این دزدیها بر دارند. پول ما مقام زیاد ایشان و همبستگانشن را کور کرده است.«يَخْضَمُونَ مَالَ اللَّهِ خِضْمَةَ الْإِبِلِ نِبْتَةَ الرَّبِيعِ»(نهج‏البلاغه، خطبه 3) بعضي‌ها طوري از بيت المال مصرف مي‌كنند و آن قدر حيف و ميل مي‌كنند كه انگار شتر به علف تازه رسيده است.