و عشق را در پستوی خانه نهان نباید کرد !

 

هیچ وقت زنی را که می گوید عاشقتان هست ، باور نکنید ! زنی که عاشق شما بشود ، پس فردا _ دقیقا پس فردا _ فارغ می شود !! 

زن را باید ، مرد عاشق کند . باید اهسته و با حوصله ، برایش وقت گذاشت ، تا هر چه قدر هم سرکش و جنگجوست ، تسلیم این عشق شود . 

این طور ، شبیه همان عشقی می شود که ، شما برایش ساختید . مثل یک ملکه ی وفادار و عاشق ، برای امپراتوری شما ، جاویدان می شود . 

آن وقت ، تازه می فهمید یک زن ، چه قدر می تواند ، عاشق باشد . چه قدر گذشت و حوصله دارد و به جایش ، جان هم برای همین عشق می دهد . 

هر کجا ، حتی اگر بدترین مرد دنیایش باشید ، عاشقانه تا اخرش کنار شماست . 

زنی را که دوستش دارید خودتان عاشق کنید ... این طور تکلیفش با خودش هم روشن است ! اگر نخواهد.  عاشق نمی شود و تمام ... 

......

هیچ وقت ، هیچ زنی ، نتوانسته هیچ مردی را عاشق کند .. مرد باید خودش عاشق شود . توی تنهایی ها و ذهن درگیرش . 

باید خودش بشیند ببیند می تواند عاشق بشود ؟ 

باید با خودش کلنجار برود و خودش تصمیم اخر را بگیرد . باید جایی برسد که با شجاعت و جسارت ، عشقش را اعتراف کند . 

باید زن را ؛ این قدر خودش بخواهد که ، پا روی غرورش بگذارد و گذشت را یاد بگیرد . 

باید تا اینجا برسد که بتواند ، اولویت های زندگی اش را کنار بگذارد و فقط بشود عشق ! 

بعدش مهم نیست . هر چه قدر وحشی و جنگجو باشد ، مثل یک بره ی مهربان رفتار می کند . 

امپراتور تبدیل می شود به یک سرباز فرمانبر ... 

.....

زنی که عاشق نشده باشد ، به اندازه ی مردی که عاشقش کرده باشند ، خطرناک و بی وفا و دو روزه است .. 

هیچ راز دیگری نیست ! 

..............

عشق یکی از سه ضلع زندگی کنار هم است . عشق همان اخر دوست داشتن است . منظورم ابدا عشق شاعرانه هم نیست . یا چیزی که بچه های دبیرستانی فکر می کنند دارند ! 

زندگی کنار هم ، می تواند معنی ازدواج هم بدهد اما لزوما همین نیست . 

تجربه است ! شما اما امتحان نکنید ! 

خیلی هم ارمانی نیست ! یه کم نگاه کنید ، مخصوصا یک نسل قبل از ما ، نه همه ، اما خیلی ها ، همین طور زندگی کردند ! خیلی هم خوشبخت بودند اما خودشان نمی گفتند ! 

الان بیشتر زوج ها همین را می گویند اما متاسفانه اشتباه فکر می کنند ! 

همه چیز شدنی است . به شرطی که درست و به جا انتخاب شده باشد . 

...............

همیشه کسانی که بدترین ها را تجربه کردند ، بهترین نصیحت ها را دارند ! 

............... 

یکی یک سوالی پرسیده بود . قول دادم اینجا درست جوابش را بنویسم . این هم جواب ‍!

 یک چیزی هم بهم گفت که هیچی نگفتم ، اما الان خواستم بنویسم . 

تجربه ! 

تجربه داشتن ، توی عشق و زندگی مشترک ، چیز مزخرفی است ! یعنی عملا به دردی نمی خورد . فقط به درد همین نکته های کلی می خورد . به درد اینکه ، چهار سال دیگر ، یاد این پست بیافتید و بگویی ، عه ! کیا گفت ها ! 

اما برای زندگی خود آدم خیر ! 

مثال بزنم ! 

حالا سر راست کنم 15 سال ، من 15 سال اینجا کار کردم ، اگر به هر علتی ، مثلا مهاجرت کنم ، و بخواهم شرکت را اول تاسیس کنم . 

اصلا این 15 سال ، 50 سال هم باشد ، من باز باید از اول شروع کنم . باید بروم نقطه ی صفر و ... 

شاید 15 سال بعد ، با توجه به تجربه ام به اندازه ی 30 سال اینجا پیشرفت داشته باشم ، اما باز پسرفت داشتم ! چون اگر این 15 سال را همین جا ادامه داده بودم ؛‌ با توجه به تجربه ام شده بود 45 سال !  

اخرش مشخص است چی می خواهم بگویم ! 

 

تجربه ی زندگی مشترک ، خوب یا بدش ، فقط یک خاطره است ! یک مدل یادگرفتن . همین قدر که همان اشتباه را تکرار نکنی ! 

زندگی دوباره و از نو شروع کردن ، آن هم با یک فرد جدید که هیچ شباهتی به آدم هایی که میشناسی ندارد ، خیلی به تجربه های این طوری نیاز ندارد ! 

که اتفاقا به نظرم فقط وسواسی و بی اعتماد می کنند تا کمک به جمع کردن رابطه . 

پس اصلا دور از ذهن نیست که من دوباره با یک مدل اشتباه دیگر ؛ زندگی ام را به اینجا بکشانم ! 

خودم را مثال زدم که می دانم چی شد و کجا هستم و چه می شود ! اما برای همه همین طور است . 

الکی هم نیایید اینجا بگویید که نخیر عشق چیز مزخرفی است و من مردانه ؛ زنانه اش کردم و از این چیزها ! 

دقیقا این مورد از آن هایی هست که مردانه ؛ زنانه دارد و عشق هم چیز مزخرف اما زیبا و جالبی است که بدون داشتنش مطمئنن تمام عمرتان را به فنا داده اید !!! 

 

 

.... .....................

 بگو چه عطری یاد تو می مونه ؟

چه لحنی دوست داری ؛ 

آروم یا مردونه ؟! 

 

# ن ا ر س ی س 

....................

/ 36 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا

چرا نمیشه ؟ خیلی هم خوب میشه . همون طور که یه زن می تونه بدون اینکه مرد رو دوست داشته باشه عاشق کنه . اینا فرقی ندارن . با محبت و توجهش با صداقت و احترامش حتی با قیافه اش . همون که خودت آخرش گفتی چه لحنی رو دوست داری . اینا خوب می تونه بدون اینکه مرد فکرش رو هم کنه زن رو عاشق کنه . نظر کلی من اینه که اگر عشق حقیقی باشه ناخداگاه هر دو طرف به هم کشش پیدا می کنن . اول کدوم باشه مهم نیست . مهم اینه که هر دو تا طرف به اندازه کشش داشته باشن . اون موقع دیگه خیلی چیزا حل شده . زنها توی عشق همه چیزشون رو می ذارن . چون خیلی با گذشت هستن . شاید زنی پیدا بشه بتونه خودشو نگه داره اما خیلی کمن . همون زن هم توی دلش کم می یاره . واسه این سخته براشون . شما خجالت بکش ! دست از سر شما برنمی داریم به این راحتی خیالت راحت . علی هنوز جوونه . توخودت داری پیر می شی . الان باید شش تا بچه داشته می شدی از شوهر خواهرت یاد بگیر . می گم کیارش خان بریم برات دختر شیرازی بگیریم ؟! تنبلن اما خوشگلن ها ! آپشنی که شما دوست داری [پلک] شما هم ماشالا از هر انگشتت هزار تا هنر می ریزه حله دیگه ؟؟؟؟[قلب]

یحیی

به سارا خانم... همه جمع شدیم یهویی ها [زبان] اقا کیا فرمون بده دختر شیرازی بفرسم اونطرف... والا خانم من چیم به این حرفا.ازون خونواداش نیسیم [خرخون][زبان]

سارا

یکی تو خوشگل دوست نداری یکی من ! این دخترای خوشگلم همین طور خودشون سر راهت می یان ؟ من به سلیقه ت ایمان دارم قالب وبلاگت رو ببین اخه [رویا]

سارا

به برادر هل لورد . خوبی ؟ از کدوم خونواده ها ؟ خیلی هم دلت بخواد . دخترای شیرازی خیلی هم خوبن . به فکر خودت باش مثل کیارش پیر نشی من مامان بزرگتونم [پلک]

هاجر

من وقتی میگم مردا دنبال یک چیز هستن منظورم اون چیزی نیست که برداشت کردید. گرچه خیلی ها واقعا دنبال به دست آوردن همون هستن. یک چیز یعنی یک حالت گذرای زودگذری که معلوم نیست تا کی ادامه دار باشه!‌ اگه عیب و ایرادی به عشق وارده به خاطر همین جنبه ش هست. بعد دوباره در تجربه عاشقانه دیگه ای دوباره همین و .. باعث یه جور اشفتگی و ناآرومی و بی انگیزگی یا به قول خودت وسواس و بی اعتمادی میشه. بهرحال وقتی پای ازدواج در میون نباشه دیگه نباید مهم باشه اذیت شدن و چه می دونم وقت هدر دادن و فلان! چون بهرحال -به طبق گفته این پست- عشق چیز بدی نیست. ما هم قبول داریم. اینکه بعد تاریک قضیه رو ربط بدی به زنانگی غیر منصفانه ست!! نمیگم تو این کار رو کردی. میگم فرهنگ عشق ورزی جامعه ما این طوره. زن ها هم کم مقصر نیستن البته. شاید به دلیل محرومیت هایی که هنوز هم دارن..

هاجر

درباره دخترا هم درست صحبت کن. معلومه که هستن پس چی ؟! [شیطان]

هاجر

ببخشید من جایی هستم غلط می نویسم. یه مرد توی این جامعه فرصت عاشق بودن نداره، به خاطر اینکه خیلی از همین روابط مسخره و دم دستی به اسم فرهنگ عشق ورزی توی جامعه ما جا افتاده؛ فرهنگی که بدون یاد گرفتن مبادییش توی جامعه ما رواج پیدا کرده. زن های جامعه ما بیشتر قربانی شرایط میشن تا درگیر چیزی شدن که در بهترین حالت عشق باشه. وقتی در نقش معشوق ظاهر میشن باید فقط از خودگذشته کنن اگر هم همسر باشن که جور دیگه ای با گذشت و مسیولیت پذیری بیش از حد خالی میشن. تا حدی که دیگه نمی کشن. گیرم که این زن هم خودش در عشق پیش قدم شده ولی وقتی از رابطه کنار میره و وارد رابطه دیگه ای میشه احتمال اشتباه کردنش بیشتره به خاطر مشکلاتی که می دونیم براش هست... این فرهنگ عشق ورزی اگه درست هم پیاده بشه فرق زیادی داره با وقتی نادرست بود باشه؟ چند درصد ازدواج ها به خاطر همین فرهنگ عشق ورزی به جدایی کشیده شده؟! چه کمکی کرده به گذشت در روابطی که خیلی هاش واقعا بی دلیل -نه به خاطر یه عشق نداشته- به شکست رسیده؟؟ اینه اون قسمت تاریک زنانگی ...

هاجر

معلومه که می تونیم انجام بدیم. من الان همزمان هم می نویسم هم فیلم می بینم هم در بحث شرکت می کنم. ذهنم هم کاملا منسجم هست کمه؟ فقط حوصله ندارم برگرد مرور کنم! بعد اون وقت تو خودت چیکار می کنی؟! من جامعه شناسانه می بینم شما روان شناسانه!! یر به یر! خوب اگه رابطه های دم دستی رو هم مسخره نمی دونی باشه من دیگه حرفی ندارم. ادامه برنامه تا پست بعد! [نیشخند]

هاجر

پس تکلیف این قضیه رو هم مشخص کن؛ چسباندن کدوم دوستی ها به عشق مسخره ست!