دنیا به تو مدیونه ..

دیروز، دم غروب رفته بودیم یک چایی بخوریم، دیدیم عموحسن چند متر نایلون شفاف خریده و کشیده دور دکه‌ش که زمستون خیلی سرما نکشه. داشت به یکی مثل ما، که اون هم اومده‌بود چایی بخوره می‌گفت: «پول دستم بیاد، واسه اون‌ور هم یک چیزی می‌گیرم …»

موقع مزمزه‌ی چایی‌م، رفیقم می‌گفت: «این چند وقت رو بد سوخت دادیم و باید خودمون رو جمع و جور کنیم… باید…» گوشم به حرف‌های اون بود و داشتم با خودم فکر می کردم: «دمِ این بابا چقدر گرمه؟ کار خاصی نمی‌کنه، اما همون کار رو با عشق می‌کنه. وقتی با عشق یک تیکه پلاستیک می‌زنه به سوراخ‌های دکه‌ش، دیگه نمی‌شه به کاری که می‌کنه بگی طرف داره « بخیه به آبدوغ می‌زنه» … حالا ما باشیم، می‌گیم چه کاریه… تا به امیدِ از نو ساختن، بولدوزر نیاریم از رو زندگی‌مون رد نکینم، هیچ کاری نمی‌کنیم. حالا اگه بولدوزر رو می‌آوردیم باز یه حرفی…»

......................

 

 

تا با منی ،

پشت سرت کوهه ،

روزای تو بی درد و اندوهه 

 

 

/ 11 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
همکاري در فروش

سلام وبلاگ جالبي داري بزرگوار به ما هم سر بزن مهربون و نظرت رو در مورد سايتم بگو لطفا http://shopgostar.info/ [گل]

سلام

آره،این جور آدم ها دوست داشتنی اند[لبخند] هیچ چیزو سخت نمیگیرن،اینجوری زندگی راحت تر میگذره انگار

نارسیس

دیگه شما خودت دستت تو خرجه ، یه روز اجاره ی بولدوزر می دونی چقد میشه ؟ [قهر] نع ! ارزشش رو نداره ! باید دست به دعا منتظر موند بلکم سیل و زلزله ای چیزی به فریاد برسه ...

هاجر

آخ آخ چقد سخته بخوای با بولدوزر از روی شیوه زندگیت رد شی! ولی پر کردن چاله چوله های زندگی رو به مرور و به موقعیت پر کردن هم لذت بخشه. ولی خراب هم شد خدا بزرگه، یه چیزی میشه. خودت تصمیم بگیری خراب کنی ولی یه چیز دیگه ست!

هاجر

آره خدا مخصوصا برای این آدمی که نمی دونه فردا چی سر زندگیش میاد، خیلی بزرگه. فکر این رو نمی کنه فردا قراره چه اتفاقی بیافته! توی همون لحظه ای که هست زندگی می کنه. فردا هم کن فیکون شد یه جور دیگه میگذرونه. برای این قطعه شعر نوشابه بدم خدمتتون؟!!

.....

چرا هیچکس اون شعر آخر رو به ما نمیگه اخه ؟ ........ خب چرا حسرت سادگی رو میخوری؟ یه مدت ساده زندگی کن بفهمی دنیا یعنی چی؟

هاجر

ای میل؟ نه ایمیلی نیومده. با سیستم هم وارد شدم نبود [من نبودم]

.....

خب باید دید آرزوی کدومتون بهتره ؟ در ضمن گفتن شما به چه درد من میخوره وقتی دائم در وصف یار غائب از نظر خود گریبان میدرید ؟ اصلا شاعر شدین رفت پی کارش !! گمونم یه دیوان دیگه جمع شده باشه[ابرو]

.....

[اضطراب] چرا تهدید میکنید خب ؟ یه اسم برام انتخاب کنید ببینم خوشم میاد یا نه؟[زبان]