پنجره 2

توصیه های علمی یک عدد مدیر داغون شده ! 

 

آقا مدیر نشین ، اگر شدین مدیر شرکت ساختمانی نشین ، اگر شدین وسواس نداشته باشین هی برین سر پروژه ها توی این آفتاب و با یه تن گرما زده برگردین ! 

آقا توی دفتر تون حمام ایجاد نکنید ، اگر کردین هم ابعادش رو کوچیک در نظر نگیرین ، 

اگر اومدین با اون وضع شرکت ، همین طور یهو نپرین تو حموم کوچیکتون ! 

اگر پریدین ، گوشی تون رو با خودتون نبرید ، جاش روی میزتون خوبه .

اگر آوردین ، بزارینش یه جایی که وقت آب بازی تون ، خیسش نکنین . 

حالا خیس شد ، چرا شیرجه ؟ 

یکی این سوال رو بپرسه واقعا ؟ چرا ؟ 

بله ! اگر خیس شد ، سوپر من بازی در نیارین توی چهار متر و نیم حموم که گوشی تون رو نجات بدین ، که خودتون کباب بشین ! 

وقتی اون جور پخش شدین توی چهار متر و نیم جا ، مثل احمقا به وضعیت خودتون و گوشی تون و کمر شکسته تون نخندین . خودتون رو جمع و جور کنید .

لباس پوشیدنی عقل داشته باشید اول شلوارتون رو نپوشین که کمر شکسته تون ، بازم مهره هاش جا به جا شه .

هیچ وقت منشی تون رو برای دوست دختر بودن هم انتخاب نکنید ، حالا برعکسش هم میشه ، اونم نکنید ! 

که وقتی که دارید از درد زار میزنید تو اتاق ، توی اون وضع فجیع شما رو ببینه و براتون آب قند بیاره .

وقتی آروم شدید ، دوباره گوشی تون رو برندارید ای میل بازی کنید تا بازم منشی تون تشریف بیاره بالا سرتون و فکر کنه فیلم بازی می کنین واسه آخر هفته ! 

حالا افتادین ، حالا داغون ، واسه چی میشینین اینا رو مینویسین آخه ؟ بگیر بخواب دیگه ! 

ها ؟ 

........

این پست قرار بود در مورد پنجره باشد که بنا به دلایل زیر شد این ! 

1. نقص فنی نگارنده 

2. جلب تبلت نگارنده

3. پرشین بی تربیت که نوشته های صبح را دزدید ! 

....

توی تمام زندگی با تمام درد های جسمی و روحی که داشتم ، به خودم امیدوار بودم که هنوز کمر و پاهام سالمه ! 

الان دیگه نیست ! 

ستون فقراتم از هم پاشیده به گمانم .

...

اینو بگم بحث پنجره بسته شه ، 

شیشه محافظه ، پرده محافظه ، حفاظ ، در ، قفل ... همه محافظ هستن ، محافظ پنجره . از چی ؟ 

گرما ، نور شدید ، سرما ، حفظ حریم شخصی . 

بله این ور قضیه هم هست . 

مثل ما ، ما هم برای خیلی آدمهای اطرافمون ، پرده ایم ، قفلیم ، شیشه ایم . تا ازشون محافظت کنیم . 

اما یادمون نره ، ما پرده ی پنجره ایم ، قفل پنجره ایم ، شیشه ی پنجره ایم ! 

اگر پنجره نباشه ، عملن مایی هم نیست . 

قدر پنجره هایی که توی زندگی ، ازشون ، از حریمشون ، محافظت می کنید رو بدونین . 

این جور نباشه ، فقط یه پرده ی زینتی باشید و قایمش کنید .

نکنه که یه شیشه ی نسل جدید بشین که کور و کرش کنین . 

بزارید بدونه که چون هست ، شما هستید . وقتی نباشه ، شما معنی ندارید .

مراقب آدمهایی باشید که چه باطن ، چه ظاهری ، چه یواشکی ، چه رو در رو ، قرار شده محافظ حریم و خودشون باشید . 

.

اگر خودتون یه پنجره اید که یکی پرده شده ، یکی شیشه ، یکی در ! شما هم درک کنید جریان چیه ! این قدر غر نزنید که تو دائم دنبال منی ! هی نگین که منو پوشوندی دیده نشم ، شنیده نشم ! 

اون لحظه ای رو به یاد بیارین ، وقتی بارون می یومد شیشه بود که خیس شد ! 

گرد و غبار های لای پرده رو ببینید .

.. 

اگر شما هم از این محافظ ها دارید ( که حتما دارید ) قدرش رو بدونین .

/ 18 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ماهی

[بغل][گریه][گریه][گریه]متحول شدم واقعنی,استخرم برات خوب نیس اخه,برو دکتر دوتا امپول بزن یه کم راحتتر شه برات راه رفتن,[ناراحت]مواظب خودت نیستی دیگه[دلشکسته]این خوب بود؟توجه کافیه یا بیشتر [پلک][نیشخند][گریه]

ماهی

[خنده][خنده]

سلام

پس تعريف بود[لبخند]مرسي ...آره ديگه يه همچين بچه خوبي ام من[بغل] اصلا شما هر چي پست بذاري عاليه و از همين الان موافقتم رو براي تمامي پست ها اعلام ميکنم[نیشخند]

نارسیس

با فیلتر شکن وبلاگت باز میشه ؟ [متفکر]

سلام

[متفکر]

غرور و تعصب

کیا اول از همه این متن عاشقانت از طول و عرض تو حلقم [نیشخند] بعدشم تو حموم خوردی زمین بلندشو برو دکتر بازم نشستی تو شرکت ؟ اخهههههههه چقد دنبال پولی هااااااااااااا برو فیزیوتراپی اصن من شخصا بهت قول میدم محضری که خوب میشی باور کن فقط برو چون کهنه بشه بد میشه والا ما هم پنجره ایم هم پرده هم دیوار هم میل پرده هیچکی مارو نمیبینهههههههههه هیچککککککککی دروغ گفتم [نیشخند] فقط خواستم اظهار فضل کنم به خانم منشی هم سلام برسونید [نیشخند]

شاپرک

زمین خوردی ؟ همش تقصیر سوسول بازیای این دوره است که کف حموم رو سنگ و سرامیک و کاشی میکنن !!!! مگه آسفالت چشه خب؟[وحشتناک][نیشخند] ................ پنجره تعبیر بسیار زیبایی بود . مرسی

نارسیس

آسفالت دیگه خیلی تیره و تار میشه ! سیمان سفیدش کنین [نیشخند]

نارسیس

اینا رو ببین ادم دلش نمی خواد دیگه از حموم بیاد بیرون : https://plus.google.com/u/0/106059769263367959347/posts/HETLMGmzKme

سارا

قدر این شیشه ها رو وقتی میدونیم که نیستن . من تازه فهمیدم چه شیشه ی محکمی ازم حمایت می کرد و الان نیست . کیارش تازه می فهمم چی می گفتی وقتی مادرت فوت کرد . [ناراحت] دیگه منم مادرم رو ندارم . الان باید می اومدم که اینجا این رو بخونم اره شیشه بود . [ناراحت]