آبی مطلق

آرامش ..

شب که سرت را می گذاری تا با موسیقی که هدفون، داخل گوشت پر کرده است ؛ پیدایش کنی ..

پنجره را باز می گذاری که نسیم آرام ؛ حتی با اکسیژن آلوده اش ، پر شود داخل ریه هایت ،‌که پیدایش کنی ..

مغزت را پر از خاطرات خوب می کنی ؛ ذهنت را درگیر بهترین فکرهایی می کنی که می توانی داشته باشی ، که پیدایش کنی ..

لبخند می زنی . خودت هم نمی دانی به چه ! شاید به جک مسخره ای که دوست صمیمی ات برایت ای میل کرده ..

که مثلا پیدایش کنی ..

بلند می شوی و می روی تنت را می سپاری به آب گرم .. سرت را می کنی زیر دوشت تا حداقل صدای شر شر آب برایت پیدایش کند !

قهوه می خوری .. کتاب می خوانی .. موسیقی گوش می کنی و خیلی کارهای دیگر که بتوانی پیدایش کنی ...

نمیشود ... پیدایش نمی کنی .. بدتر غمگین می شوی .. دلگیر می شوی و بی حوصله فقط می خواهی که بخوابی ..

بخوابی که شاید وقتی روحت جدا شد ؛ پیدایش کند .. که شاید رویا ببینی و..

تازه اگر هم ببینی بعدش همیشه که از خواب بیدار شدی ؛ چه صبح شده باشد چه هنوز شب ، 

دهن کجی کند برایت . باز می رسی به اینجا که .. " آرامش من کجاست ؟‌! "

...

هر قراری که داشتم کنسل کردم فقط برای اینکه صبح جمعه تا ساعت ١١ بخوابم .

بلند شوم و بعدش بروم استخر .. همان جا صبحانه بخورم و تا ساعت ۴-۵ بعدازظهر همان جا بمانم .

١١ که نشد ؛ عادت شده ؛ آدمی که ٣٣ سال ساعت ٧ صبح بیدار باشد مگر می تواند که تا ساعت ١١ بخوابد ؟

اما ...

استخر را رفتم و ...

وقتی روی تخته برعکس ایستادم و بی هوا  از دایو پریدم پایین ... وقتی که هیچ صدایی نبود ؛ جز صدای آب و آب و آب ..

و هیچ رنگی نبود جز آبی و آبی و آبی ...

ذهنم خالی شد .. و احساس می کنم آرامش را لمس کردم .

جالب اینجاست که چند بار تکرار کردم اما دیگر نشد ...

تجربه ی جالبی بود .

..

 

/ 9 نظر / 3 بازدید
نارسیس

آرامش ؟؟ ولی خوش به حالت بالاخره توانستی تجربه اش کنی ... ذهنم اینقدر شلوغ است که تمرکز گرفتن هم برایم کابوس است .. آرامش هم که چیزی است که فقط وصفش را شنیده ام ! تفاله های لعنتی ذهن بدجوری مخل آرامش اند .......

نارسیس

نه اونا تا ابد ابد ابد رسوب می بندن ته ذهن .. نمیشه لجنای ذهن رو لایروبی کرد ...

نارسیس

چند سال پیش به دعوت یکی از دوستان ، پاشدیم رفتیم تنگه واشی ... اون سال بارندگی خیلی بود و چهره خشن آب رو واسه اولین بار تو عمرم دیدم ! وقتی برگشتیم خونه ، قسم خوردم هیچوقت دیگه این دیوونگی رو تکرار نکنم ولی احساس قشنگی که بعدش داشتم تا ماه ها میزونم کرد ! اره ! حتی یک ثانیه ارامش روحی به نظرم ارزش این رو داره که آدم یک هفته بیافته توی رختخواب و جسمش از درد بپکه !

بهاره

وقتی کله ادم میره زیر آب تنگار همه چیز میره رو دور کند. هیجانها می خوابه. اگه پیداش کردی سلام ما رو هم برسون...[گل]

نارسیس

البته که شفا بخشه مشروط به اونکه کسی گیر نیافتاده باشه تا ابد اونجا... تعبیر قشنگی بود ولی ... شفا بخشی شون ...

نارسیس

[گل] متاسفانه حق باشماست ! [بغل]

فرح

نه خداییش تو از دست رفتی دیگه[نیشخند] این تنهایی رو بشکن تا خوردت نکرده خواهش نیست هاا باید این کارو بکنی

فرح

تمام ناتمامت رو پیدا کن .تو میتونی . اگه میترسی و میخوایی تو تنگت بمونی پس مردی کیا خیلی وقته خبر کن بیام چالت کنم فرق تنگ تو با دریا هم فقط یک چیزه حجم زندانت کوچیکتره . کمش لطف دریا به اینه میشه دست و پا زد قانون عشق لعنتی هم همینه میتونی تو دریای عشقت غرق بشی ولی حق نداری شنا کنی . قانون بی رحمی هست نه؟ تو هستی برهنه و جاری در تمام احساست وقتشه تن پوشی تنت رو آذین بده . نترس دیونه فقط نترس [گل]

سارا

خوش به حالتون که باز هم وقت گذاشتید و این کار رو انجام دادید .. قدر همون یک ثانیه رو هم بدونین .. که خودتون هم می دونین راحت نیست به دست آوردنش .. [گل]